العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)

209

بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)

اين مطالب معلوم مىشود آنچه كه اكثر اصحاب ما نظر داده‌اند و احباط و تكفير را نفى نموده و او را قبول نكرده‌اند با اينكه آيات بسيار و اخبار زياد و مستفيض بلكه متواتر معنوى در بارهء احباط و تكفير وارد شده واقعا شگفت‌آور است و اين مطلب را با اين وضوح و روشنى نپذيرفته‌اند با اينكه هيچ گونه دليلى بر نفى و انكار آن ندارند بجز شبهه ناچيز و اشكال ضعيف و غير واردى كه در كتابهاى كلامى مانند تجريد و غير آن ذكر شده است ولى پس از دقت و تعمق معلوم مىشود آن مطلبى كه نفى كرده و نپذيرفته‌اند مطلبى است كه با ظاهر آيات و اخبار منافات ندارد و ميتوان گفت جز مناقشه ظاهرى و نزاع لفظى بيش نيست . زيرا اصحاب عقيده به اين حقيقت دارند كه توبه انسان موجب رفع عقاب و عذاب هست و مرگ در حال كفر باعث بطلان و از بين رفتن ثواب و پاداش تمامى اعمال ميگردد در عين حال اكثر اصحاب ميگويند كه اين معنا احباط نيست بلكه ميگويند استحقاق ثواب ( البته بنا بر اين فرض كه انسان با انجام اعمال حسنه استحقاق ثواب دارد و ذى حق مىشود ) شرطش مردن در حال ايمان است و بر فرض ذى حق نشدن انسان . آن وعده‌ها و الطاف الهى مشروط به مردن در حال ايمان است . و همچنين در مورد گناهانى كه در روايات آمده آنها حسنات را حبط مىكند ممكن است همين حرف را بگويند كه استحقاق ثواب و يا وعده الهى به ثواب حسنات مشروط به اين است كه اين گناه از انسان صادر نشود و گر نه آن استحقاقها و آن وعده‌ها منتفى است . و در مورد توبه نمودن و يا آن اعمالى كه موجب غفران و كفاره گناهان مىشود هيچ گونه نيازى به اين توجيهات نيست چون پذيرش توبه و بخشيدن گناهان از قبيل تفضل و عفو است كه دائره‌اش وسيع و عفو و رحمت شامل و عام است . و نيز ما قائل به حبط مطلق نيستيم كه هر رقم معصيتى هر گونه طاعتى را حبط نمايد و به عكس هر طاعتى هر رقم معصيت و گناه را از بين ببرد بلكه در اين جهت فقط تابع نص و روايت هستيم . هر معصيتى كه در قرآن و يا حديث صحيح آمده باشد كه اين معصيت طاعت را از بين ميبرد و يا از ثواب طاعت ميكاهد و يا پاره از ثواب و طاعت را حبط مىكند فقط آن مقدار را بايد گفت و از حد و مرز كتاب سنت خارج نميشويم . و بعضى از اصحاب ما قائل باحباط نيست و عقيده به اين نظريه‌اى كه گذشت نيز ندارد يعنى استحقاق ثواب و يا وعده به ثواب شرطش مرگ در حال ايمان است . بلكه نظر و عقيده‌اش اين است كه ايمان و كفر بستگى دارد به همان شرايط خود در همان حال كه اظهار ايمان و يا كفر نموده و اين چنين نيست كه استحقاق ثواب و يا عقاب مشروط باشد به يك شرط متاخر شرطى كه پس از سپرى شدن چندين سال حاصل مىشود كه همان مرگ در حال ايمان و يا كفر است و تا آن زمان اين شخص مؤمن با اينكه مؤمن است و يا كافر است ولى